امام را در آوردن به ايران رنجي عظيم بود و عظيمتر از آن قبول و لايتعهدي مأمون» كه دوست ودشمن از آن سوء استفاده ميكردند و توجيه آن براي افراد معترض كاري دشوار بود. او از اين رنج و زحمت آفريني ناراضي بود. ميخواستند او را بدنام كنند و با جرائم و انحرافات خود را بامشروعيت امام بپوشانند ودشمن در اين امر مصر بودبعضي افراد دوست هم جداً از امام گله داشتند كه او چرا در وادي حكومت افتاد و چرابا آن همه عظمت و شأن وليعهدي مأمون را پذيرا شد. تنها عبادات و راز و نيازها» تهجدها و سخن گفتن با خداوند بود كه او را دلگرم ميكرد.
|
|
|
|