دينار

در خراسان به خدمت امام رضا (ع) رفتم و در دل خود گفتم كه از آن حضرت از اين دينارها كه به نام آن حضرت سكه زده شده طلب کنم،پس چون بر آن حضرت وارد شدم فرمود به غلام خود كه ابومحمد ازاين دينارها كه اسم من بر آن است ميخواهد سي عدد از آنها بياور، غلام آورد. من گرفتم آنها را پس با خود گفتم كه کاشکي مي توانستم از جامه هاي شريف وي به تن کنم. چون اين خيال در دل من گذشت آن حضرت رو كرد به غلام خود و فرمود بشوييد رختهاي مرا و بياوريد ، پيراهن وروپوش و ردا و كفش آن حضرت را آوردند و به من دادند..

(منتهي الامال ج 2 ص 361).

 

 Copyright © 2004 "Shamstoos.ir"
دبيرخانه دائمي جشنواره فرهنگي هنري امام رضا (ع) - مشهد
info@shamstoos.ir