امير مشرق و مغرب امام جنّ و بشر
وصيّ ختم رُسُل نور قادر ذو المن1
شه سرير ولايت مه سپهر جلال
گل حديقه2 دين مير ثامن ضامن3
دل عظيمش بيغاره4 دو صد دريا
كف كريمش سرمايه دو صد معدن
گداي كويش اگر حاتم5 و اگر قاآن6
ركاب گيرش اگر7 رستم و اگر بهمن8
به خوان مكرمتش ميهمان چه جنّ و چه انس
ز فيض مرحمتش بهره و رچه مرد و چه زن
محامد9 دل پاكش برون ز وصف و بيان
حكايت كف رادش فزون ز نطق و سخن
سپهر و هر چه در آن قطره ايست زين دريا
جهان و هر چه در اين حبّه ايست زين خرمن
حديث شهر سناباد10 و حال زائر آن
بود حكايت موسي و وادي ايمن
سنان حكم وي از هفت آسمان گذرد
بدان طريق كه از نرم پرنيان سوزن
خدايگانا «غمگين» كه هست مادح تو
همي به قلب و همي با زبان به سرّ و علن
پي نجاتش شاها تهمتني11بفرست
كه پاي بسته به چاه اندراست چون بيژن12
محبّت روي تو را دار خلد باد مكان
عدوي جاه تو را باد در سفر مسكنحاج محمد كاظم اصفهاني«غمگين» پاورقي1 - ذوالمن: صاحب منّت، عطابخش (يكي از صفات خداي تعالي) فرخي سيستاني گويد:
دشمنان اين زخويشتن ديدند خواجه از فضل ايزد ذوالمن
(فرهنگ معين)
2 - حديقه: باغ، بوستان (جمعش حدايق).
3 - ضامن: پايندان، كفيل (از جهت رعايت قافيه «ميم» را مفتوح بخوانيد).
4 -بيغاره: منسوب به بيغار يعني طعنه، سرزنش.
5 - حاتم: مقصود حاتم بن عبد الله سعد طايي است از قبيله طي، در دوره جاهليت، مردي بخشنده و جوانمرد است كه عرب در سخاوت و كرم بدو مثل ميزنند.
6 - قاآن: معادل شاه (مغولي) ولي بطور مطلق به «اگتاي قاآن» اطلاق ميشود كه سومين فرزند و جانشين چنگيز بود كه در سال 1229 ميلادي جانشين پدر خويش شد.
7 - اگر: حرف ربط مزدوج مفيد تسويه - همچنين حرف «چه» در بيت بعد.
8 - بهمين: مراد بهمن فرزند اسفنديار است كه مطابق وصيت پدرش تخت سرپرستي رستم زال قرار گرفت. لقب او را «دراز دست» نوشتهاند و بدين مناسبت وي را با اردشير هخامنشي تطبيق ميكنند.
9- محامد: خصلتهاي نيكو، (جمع محمدت).
10 - سناباد: نام قديم مشهد.
11 - تهمتن: لقب رستم زال پهلوان نامدار ايران باستان است.
12 - بيژن: فرزند گيو و نوه رستم و يكي از پهلوانان ايران قديم كه شرح دلاوريهاي او در شاهنامه فردوسي آمده است.
|
|